جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

279

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

او در برابر اشراف ! و غصب‌كنندگان اموال عمومى ، آن‌چنان كه معروف است ، نمىايستاد و آنچه را كه مال آنها نبود و از آنها گرفت و به صاحبان اصليش - مردمان نيازمند و گرسنه - داد ، از آنها پس نمىگرفت . « شعبى » نقل مىكند وقتى جوان بودم در كوفه وارد « رحبه » شدم . ناگاه على را ديدم كه بر سر دو تل كوچك طلا و نقره ايستاده است . و آن‌گاه على همه مال و دارايى را بين مردم تقسيم كرد تا آنجا كه ديگر چيزى از آن باقى نماند و سپس برگشت و هيچ چيز كم يا زيادى ، به‌خانه خود نبرد . ولى همين على كه چيزى از مال و ثروت را به خانه خود نبرد ، همان كسى است كه همه مردم را مورد خطاب قرار داده مىگويد : « براى دنياى خود آن‌چنان بكوش كه گويى هميشه در آن به‌سر خواهى برد . » « 1 » راه و روش حق ، در نظر على ، به چيزى بهتر و بالاتر از رفع نياز از مردم منتهى نمىگردد و او در اين زمينه گفتار صريحى دارد كه قابل تأويل و تفسير نيست : « اگر حق را از راه آن بپيماييد ، راه‌ها بر شما باز و مسرت‌بخش گردد و عيال‌وارى در ميان شما محتاج نمىشود - يعنى فقيرى در بين شما به‌وجود نمىآيد . » ! على هنگامى كه عرب دوران جاهليت را مورد انتقاد قرار مىدهد ، بر قناعت آنان به زندگى پست و ناچيز نيز حمله مىكند و مىگويد : « شما مردمان‌عرب ، در ميان سنگ‌هاىسخت مىخوابيديد و آب گل‌آلود مىآشاميديد و غذاى ناگوار - طعام بد و غيرسالم - مىخورديد » .

--> ( 1 ) و براى آخرت خود چنان باش كه گويى فردا خواهى مرد ! م